♥ دل نوشته ای برای دخترم♥



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 1 آذر 1393ÓÇÚÊ 20:31 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

رمز عوض شد دوستان عزیزم ....اگر خواستین پیام بدین لطفا


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه 15 آبان 1393ÓÇÚÊ 13:04 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه 14 آبان 1393ÓÇÚÊ 17:46 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

 

 

پرنسسم 38 امین ماهگردت مبارک

 

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه 12 آبان 1393ÓÇÚÊ 0:39 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 3 آبان 1393ÓÇÚÊ 17:46 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

عزیزان رمز همون قبلیه


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ يکشنبه 27 مهر 1393ÓÇÚÊ 20:14 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

 دختر عزیزم  37 ماهه شدنت مبارک

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ جمعه 11 مهر 1393ÓÇÚÊ 18:04 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

 

سلام دختر قشنگم

میخوام از اولین تجربه دندون پزشکیت یا به قول خودت دندون پزشکیش براش بگم

یک ماه پیش  بعضی موقع ها از دندان درد شکایت میکردی ...دنبال دکتر خوب بودم که هم کارش خوب باشه هم شما بتونی باهاش جور بشی ...تا اینکه خاله فهیمه آدرس آقای دکتر لطیفیان رو داد وگفت یکی از آشنا پسر کوچیکش رو برده وخیلی راضی طوری که آقا پسره گفته مامان من دیگه مسواک نمیزنم تا دندونم خراب بشه برم پیش آقای دکتر ...خیلی برام جالب بود مگه برخورد دکتر چه جوری بوده که باید اینجوری بگه ...

مثل همیشه بار اول با ماجون بردیمت ...با دیدن مطب باز گریه کردی ...آقای دکتر وقتی دیدت اسمت رو پرسید وباهات ارتباط برقرار کرد ...بعد از معاینه که با گریه شدید شما همراه بود (تو بغل ماجون بودی)..دکتر گفت هفت تا دندون خراب داری که یکش عصب کشی میخواد ...خیلی ناراحت شدم که من چه جوری با این ترس شما بتونم این پروسه پر کردن دندون هات رو پشت سر بذارم ...

دکتر لطیفیان گفت اول یه وقت میذارم برای فلوراید تراپی ...که مرسانا ترسش از مطب و وسایل دندان پزشکی بریزه

هفته بعدش با هم رفتیم ....با گریه نشستی رو یونیت ...اما آقای دکتر با حرف زدن باهات آرومت کرد و بعد هم انیمیشنی که خود آقای دکتر ساخته بودش در مورد فلوراید تراپی وآشنا کردن بچه ها با دندان پرشکی رو برات گذاشت وشما با دیدن کارتون و انجام مو به موی کارهای داخل کارتون توسط آقای دکتر آروم شدی ...بعد از یک ربع کارت تمام شد ...هر سری موقع پایان کار آقای دکتر به انتخاب خودت از میان جایزه ها بهت جایزه میده وشما تشویق میشی

به همین ترتیب هر هفته وقت دندان پزشکی داشتی وعصر ها با هم دو تایی میرفتیم مطب دیگه از جلسه دوم خود ت میگفتی مامان بریم دندون پزشکیش دیگه ...به محض رسیدن می رفتی سمت آقای دکتر ودست میدادی ومیرفتی رو یونیت میشستی ...جالبیش اینه آقای دکتر اینقدر تو کارش تبحر داره که حتی تزریق بی حسی رو هم شما متوجه نمیشی ...

عصب کشی رو هم به راحتی انجام دادی ...الان فقط دو تا دندون دیگه مونده ...

از این به بعد هر 5 ماه باید برای فلورایدتراپی بری ...

هر شب هم مسواک زدنت برقراره ...

راستی یادم رفت باید از یکی ازدندون هات عکس میگرفتی که اون روز هم باز کلی ماجرا داشتم باهات ... دو بار عکس گرفتن که گریه کردی وعکس دندونت خراب میشد ..آخرش خودم کنارت بودم تا گذاشتی عکس دندونت اونی بشه که میخوان

 

خدا رو شکر این پروسه هم با موفقیت رو به پایانه ..

 

 

مرسانا گلی منتظر برای رفتن پیش آقای دکتر

 

 

قربون اون نگاه معصومت بشم

 

 همیشه اول دکتر کلی وقت میذاره وباهات حرف میزنه

بعد دستش رو میذاره رو پیشونیت وفشار میده که  مثلا با فشار اون صندلیت میاد پایین

 

 

 موقع تزریق بی حسی که دست خانم پرستار رو گرفتی ...

 

 به درخواست خودت کارتون مورد علاقت باب اسفنجی رو میذارن

 

 

 

داخل مطب یه اتاق مخصوص بازی بچه ها هست که همیشه بعدش میری نقاشی میکشی

تو عکس معلومه که دندونت بی حسه

 

 

 

 اینم یکی از همون جایزه ها

روز اول دندان پزشکی بابا مجید برات جایزه گرفت چون با مامان همکاری کردی..

 

 

 

 قربونت برم که با دیدنشون کلی خوشحال شدی

این هم تبلیغ همون کارتونی که گفتم کار خود آقای دکتره

 

 

(دندان های که علامت زدم )

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 5 مهر 1393ÓÇÚÊ 19:36 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه 2 مهر 1393ÓÇÚÊ 0:19 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

friend - emoticonswallpapers.com

 

 

دوست خوب و عزیزم زحمت کشیدن

  از راه دور به یاد ما بودن

 این هدیه های قشنگ و زیبا

به مناسبت تولد مرساناگلی برامون فرستادن

دستشون درد نکنه

خیلی خیلی قشنگ بود

 

واقعا شرمنده محبتهای شما هستیم

مرسانا جون هم خیلی خوشش اومد

 و تا ساعتها سرگرم بازی بود

اینشالله که بتونیم جبران کنیم

 

http://www.mer-sana.blogfa.com

 

 

فریبای عزیزم

 

میگویند برای کلبه کوچک همسایه ات

 

چراغی ارزو کن

 

قطعا حوالی خانه تو نیز روشن خواهد شد

 

خورشید را برایت خانه دلت ارزو میکنم

 

تا هم گرم باشد و هم سرشار از روشنایی

 

خدا رو سپاسگزارم که دوستی چون شما دارم

 

همواره وامدار مهربانی ها

 

و قدردان محبتهای بی دریغت

 

 هستم

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

 

friend - emoticonswallpapers.com

friend - emoticonswallpapers.com

 

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه 27 شهريور 1393ÓÇÚÊ 23:32 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

رمز عوض شد.....


äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 22 شهريور 1393ÓÇÚÊ 8:18 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

 شکلکهای جالب آروین

 

 

 

کوچولوی 2800 گرمی من داره سه ساله میشه همون نینی که وقتی برای اولین باربه کمک بابا مجید و پرستار به سختی به بخش ای سی یو اومدم از پشت شیشه انکوباتور نگاهش کردم شدیدا با اولین نگاه عاشقش شدم نینی من راحت خوابیده بودو پرستار مژده داد که دیگه احتباجی به اکسیژن نداره ومن یه دل سیر نگاهش کردم و باهاش شروع به صحبت که اولین لبخندشو بهم هدیه داد چه حسی داشتم انگار دنیا رو بهم داده بودن انگار همه غصه هام تموم شد
چقدر نرم بود ؟و چقدر لطیف و ظریف بود این دختر من این الماس دل من خدایا من شاکرتم تا اخر عمر
حالا سه سال گذشته و دخمل من داره سه ساله میشه خدایا شکرت خودت حافظش باش

تولدت مبارک چراغ دل خونمون الهی 120 ساله بشی

 

 

تک ماه آسمون زندگیم...من به جز آبی نگاهت،آسمانی را نمیشناسم...روزی چندین بار خدارو به خاطر فرشته ای که به منو بابا مجید داده شکر میکنم...الان قلمم رابه دست گرفتم برای تو تک گلم دارم پیامی مینویسم...فقط میتونم بگم زبونم بند اومده از وصف احساسی که الان تو وجودم هست عزیز دلم...سخته مادری احساسی که نسبت به تک دخترش،تنها امید زندگیش، داره را بخواد روی کاغذ بیاره فقط یه جمله ای به ذهنم میرسه که فک کنم بیان کنه ذره ای از احساسمو:مرسانا گلم جهانم بی تو هیچ حقیقتی ندارد...الان درست سه سالی شده بر بالینت میشینم و به اون چشای قشنگ و معصومت چند ساعتی نگاه میکنم تا آرامش بگیرم...خیلی خوشحالم ولی خیلی زود گذشت...3 سال،36 ماه، 1,080 روز، 25,920 ساعت، 1,555,200 دقیقه و 93,312,000 ثانیست که از تولد فرشته زندگیم گذشته... سه سال گذشت و من وپدرت به برکت وجودت حس نکردیم گذر زمان را......خیلی دوست دارم...تولدت مبارک نازنینم...آرزو میکنم خداوند نیرو و انرژی ای هرساله به ما عطا کند تا بتونیم هر سال پرشورتر از سال قبل،میلاد خجسته ی یگانه فرشته اش که به ما هدیه داده را جشن بگیریم



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ يکشنبه 9 شهريور 1393ÓÇÚÊ 17:40 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |

دخترم، مرساناي من

دردانه ی زیبایم

عزیز تر از جانم

پاره ی تنم

دوستت دارم

... 

صدای دلنوازت را

نگاههای معصومانه ات را

شیطنت های کودکانه ات را

اشک های بی کینه ات را

دل پاک و مهربانت را  

همه را دوست دارم

می دانی...

تو مژدگانی همه ی مهربانی های عالمی

تو بهترین همدم و مونس

و

 با محبت ترین پرستار عالمی

تو ارزنده ترین هدیه ی خدا بر روی زمینی

و

در یک کلام

تو رحمت کاملی

تو را با همه ی وجود دوست می دارم

دخترم

همیشه

 خوب باش و خوب بمان

 عزيز دردونه مامان روزت مبارک

 

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه 6 شهريور 1393ÓÇÚÊ 9:10 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه 16 مرداد 1393ÓÇÚÊ 18:55 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه 15 مرداد 1393ÓÇÚÊ 19:27 ÊæÓØ . مــامــان مــهســا♥ |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد