(✿◠‿◠) خاطرات مرسانا در وب(✿◠‿◠)
دل نوشته ای برای دخترم مرسانا
به تمام خوبیها و پاکیها و مقدسات سوگند به عشق دیدن لبخند توست که به این دنیا پایبندم... دلبندم!!! برای فرزند عزیزم بیشتر از هر اسباببازی دیگهای براش بادکنک میخرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده. مرسانا ٤ ماهگی به لطف زیاد خاله های مهربون نی نی سایتی ونی نی وبلاگی عروسکم در مسابقه گل های نی نی سایت با عنوان ((( ايده هايــى نـــاب از عكاســـى نـــى نــى ))) برای سومین مرتبه مقام اول روکسب کرد..... عزیزم الهی که همیشه در تمام مراحل زندگیت بهترین مقام رو کسب کنی عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممم لینک مسابقه: http://ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=112360&PageNumber=29 هووووووووووووووووررررررررررررررررررررراااااااااااااااا. بالاخره مرسانا خانم خوشگله مامان هم دندون دار شد و از پیرزنی در اومد(٨ ماه و15 روزگی) ماجرا از این قرار بود که امروز وقتی ناهارم رو خوردم خواستم به مرسانا شیر بدم..... انگشتم رو بردم سمت دهنش گفتم مامان بذار ببینم مروارید دار شدی یا نه....که یه دفعه دستم خورد به یه تیزی...دوباره امتحان کردم و یک چیزه سفید بسیار بسیار محو هم میدیدم.....بله خودش بود. تقدیم به دوست داشتنی ترین مادر دنیا مامان فری مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد من بدهکار توام ای مادر قویترین حامیم پیوست:مثل همیشه بابا مجید مهربون ومرسانا گلی من رو غافلگیر کردن وهدیه به یادموندنی به من دادن.....این اولین هدیه روز مادر مرسانا جونه.......ممنونم همسر عزیزم ودختر عزیزتر از جانم خوشبختي من در بودن باتو است و روز رسيدن به تو تقدير خوشبختي من است. تو آمدي و عميق ترين نگاه را از ميان چشمان دريايي ات به وصال قلبم نشاندي. زيباترين گل دنيا , دختر زيبايمان را به من هديه دادي ، وجود پر مهرت و نگاه گرمت دنيايي از پاكي و صفا برايم به ارمغان آورد، خوب من براي توصيف مهربانيهايت واژهها ياري نميدهند. چرا كه تو خود قاموس مهرباني هستي و من خوشحالم كه سالي ديگر بر عمر زندگي مشتركمان افزوده شد. چهاردهم اردی بهشت روز يكي شدنمان را از صميم قلب تبريك ميگويم و به تكرار تپشهاي قلبم دوستت دارم عروسک مامان ،چهارشنبه 13/2/91 که من وشما خونه مامانی فری بودیم طبق معمول بابا مجید سورپرایزمون کرد ووقتی که اومده بود دنبالمون با دست پر اومد..... باکیک خوشمزه ،دو شاخه گل زیباوشام فردا شبش هم بابایی احمد زحمت کشید وشام ما رو دعوت کرد به بام مشهد(آبادگران) همسرم...یگانه مرد پر مروت زمین...تا به امروز تمام بهانه هایم را روانه کرده ام به وجود پر از عظمتت.ولی مهربانم بدان که مهر بیش از حدم به توست که به من قدرت این جسارت را می دهد که تمام قصه های پر غصه ام را را در گوش یکتا مرد هستیم زمزمه کنم.می ستایمت مهربانم که آرام و صبور آرامش را مهمان وجود نا آرامم می کنی. عزیزنازنینم ببخش تمام نغمه های پر بهانه ام را.بسپار به دستان من دستانت را که من با تو من خواهم بود و بی تو نیست خواهم شد.خالصانه می گویم وجود لبریز از مردانگی ات مهربانیت شکوه باورهایت گرمی نگاهت ستودنی است.عزیزتر از جان من مرد هستی ام بمان من به تو سایه بان تمام دلتنگی هایم گره خورده ام. هدیه مامان فری عزیز وبابایی احمد عزیز(ست روتختی) دست گلشون درد نکنه از اینکه به یاد ما بودن هدیه من ومرسانا گلی به بابا مجید مهربون نفسم ،امیدم،زندگیم،عشقم سلام به همه ی خاله های مهربون ودوست داشتنی نی نی وبلاگی......معذرت میخوام بابت غیبتی که داشتیم....عروسکم رفته بود مسافرت از6/2/91 الی 11/2/91......دومین باری بود که میرفت شمال.....جاتون خالی.....خیلی خوش گذشت....هشتیمین ماهگرد عزیزترینم مصادف شد با مسافرت ما....عکس های سفر رو به دلیل حجم بالا در ادامه مطلب گذاشتم.... ادامه مطلب فراموش نشه مامان رفته تو حمام نی نی رو برده همراش مامان تا دوش باز کرد نی نی صابونو برداش صابون که لیز لیز بود از دست نی نی افتاد سرخورد و رفت و رفت تا نزدیک مامان ایستاد روی یه لیف کوچیک مامان صابون و مالید وقتی که لیف کفی شد رو دست نی نی کشید کف، روی دست نی نی مثل ستاره ها شد آب و که ریخت رو دستاش ستاره هاش جدا شد نی نی نشست توی وان آبارو هی می پاشید وقتی که خوشگل می شد بلند بلند می خندید حالا باید با شامپو مامان بشوره موهاش نی نی می ترسه چونکه کف می ریزه رو چشاش اما دوباره زیر دوش می ره شاد و خندون می خواد بگیره با دست آبهای مثل بارون وقتی که شد مثل ماه مامان یه حوله آورد نی نی رو از تو حمام بغل گرفت و زود برد بقیه عکس ها در ادامه مطلب رو از دست ندید سلام به همه خاله های خیلی مهربون مرسانا در مسابقه نی نی متفکر شرکت کرده خوشحال میشم بهش رای بدین........ گرچه باید از قبل تبلیغ میکردم اما وقت نشد....همین جا تبلیغ میکنم اینم عکسشه از تاریخ 1/2/1391 تا 7/٢/1391دوستان می توانند برای رای دادن اقدام کنند. منتظرتونیم. برای رای گیری در قسمت نظرات موضوع رای گیری مسابقه نی نی متفکر اقدام کنید . اینم آدرس وبلاگ:http://noruz1391.niniweblog.com/post644.php مامان فری ومهسا(١٣٦٣) مامان فری ومرسانا(١٣٩١)
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
و مهمتر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.


![]()

....جیغ زدم....مجیییییییییییییییییید دندون در آورده..........بابا مجید هم شوکه شد دست زد وحسش کرد..سریع به مامان فری جون زنگ زدم و اون هم خیلی خوشحال شدو کلی قربون صدقش رفت ....من هم ذوق زده شده بودم
و رفتم یک قاشق فلزی آوردم و زدم بهش و صدای زیبایی که از برخورد قاشق با دندونت ایجاد شد رو گوش دادم....چیکار کنم مامانی آخه ذوق مرگ شده بودم. هنوز کامل دندونت در نیامده. و هر دو تا دندون پایینت با هم جوونه زده....خدا ر وشکر زیاد بی قررای نمکینی فقط یه مختصر تب داری..... 


همه جانی که به من بخشیدی
لحظاتی که برای امن من جنگیدی
و بدهکار توام عمرت را
روزهایی که ز من رنجیدی
اشک ها دزدیدی،
و به من خندیدی
....
من بدهکار توام ای مادر
تنها کسی که یه دنیا آرامش با خودش میاره
تنها کسی که منو از ته قلبش دوست داره
تنها کسی که تحمل دیدن اشکامو نداره
"مادر"
من عاشق مادرم هستم.
![]()











































ماهگیت مبارک
ادامه مطلب

ادامه مطلب




| Design By : Pichak |

















