بوی تن تو
گاهی یک نفر را آنقدر دوست داری ... آنقدر برایش می میری ، که ناخوشایند ترین چیزهایش در نظر دیگران ، در چشم تو و برای تو ، خوشـــــایند ترینِ خوشایند هاست . حالا برای من ، تو شده ای نفر دوم از همان نفر ات ... می دانی مرا چه شد تا برایت بنویسم ؟! بوی مطبوع تنِ چند روز حمام نرفته ات ! بوی خودِ خود تو ، بی هیچ کِرم و شامپو و لوسیونی . بوی عرقت ... راستش را بخواهی ، مست شدم ، مُردم ! آنقدر که دلم می خواهد یک شیشه بیاورم ، تمامش را یک جا ، در آن بریزم و نگه دارم . برای روزهای نـ بودن ، دور بودن ، کم بودن ... برای روز مبادا ! ...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
17:57









