1 سال گذشت....
یکسال پیش بود که تصمیم گرفتم برای دختر گلمون که هنوز به دنیا نیامده وبلاگ درست کنم تا از این طریق بتونم خاطراتش رو ثبت کنم تا یه روزی خودش بتونه این راه رو ادامه بده وبنویسه به امید اون روز از همین جا از همه دوستای مهربون دنیای مجازی که در این ١ سال به من ومرسانا لطف زیادی داشتن وهمیشه ما رو با مهربونی ها وتعریف هاشون شرمنده کردن یه دنیا ممنونم عاشقتونمممممممممم در این ماه مبارک رمضان ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید. التماس دعا پ.ن:پست قبلی ١ سالگی وبلاگم اشتباها پاک شد... &nb...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
18:22
روزانه های مرسانا گلی وبابایی
اداره ام .....زنگ زدم حال دختری رو از بابا مجید مهربون جویا بشم .....مثل همیشه در حال ارام کردن روان منه ....خوب غذا خورده .......الان داره بازی میکنه ....خوابیده .... مشغول صحبتیم که صدای نرم و نازکشو می شنوم به زبون خودش میخواد با من صحبت کنه ...... از ١٠ اسفند ماه که رفتم سر کار مرسانا گلی پیش بابا مجیده.......میخواستم بذارمش مهد کودک اما بابای مهربون گفت نمی خوام دخترم بره مهد اونجا بهش نمیرسن اذیت میشه خودم صبح ها سر کار نمیرم تا پیش دخترم باشم. ....همیشه بابایی دو شیفته کار می کرد اما از اسفند ماه یک شیفته کار مکینه وعصر ها میره سرکار.خلاصه هر روز صبح عشقم حدود ساعت های ٩ بیدار میشه وشیری که روز قبل د...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
0:39
بادکنک
برای فرزند عزیزم بیشتر از هر اسباببازی دیگهای براش بادکنک میخرم. بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده. بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده. مرسانا ٤ ماهگی ...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
0:57
7 ماهگی به روابت تصویر
قربون اون چشمای خوشگلت بشم اولین باری که کشو رو بهم ریختی(خونه مامان فری) ...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
0:22
اولین روز کاری
سلام به دختر نازو خوشگل خودم مامانی دیگه بزرگ شدی وجات تنگه فکر کنم ....اخه خیلی به مامانی لگد می زنی ....قربونه اون لگدهات بشم .... عاشقتم ..... الان که دارم واست می نویسم اولین روزه کاریمه .... بعد از ٢ ماه امروز آمدم سر کار .... وقتی زیاد میشینم به مامان می فهمونی با لگد هات که مامانی زیاد نشین ..... واسه همین رفتم زایشگاه بیمارستانمون تا صدای قشنگه قلبت رو بشنوم .... قربون قلب کوچیکت بره مادر..... دوست دارم دخترم ... تواین دو هفته که می خوام بیام سر کار با مامان مثل همیشه همکاری کن ... راستی امروز عصر میریم با بابا مجید سونو تا بعد از ٢ ماه صورت خوشگلت رو ببینیم..... عاشقتممممم...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
20:33
مرسانا گلی تو حمام
مامان رفته تو حمام نی نی رو برده همراش مامان تا دوش باز کرد نی نی صابونو برداش &nb...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
23:13
لطفا به مرسانا جون رای بدین
سلام به همه خاله های خیلی مهربون مرسانا در مسابقه نی نی متفکر شرکت کرده خوشحال میشم بهش رای بدین........ گرچه باید از قبل تبلیغ میکردم اما وقت نشد....همین جا تبلیغ میکنم اینم عکسشه از تاریخ 1/2/1391 تا 7/٢/1391دوستان می توانند برای رای دادن اقدام کنند. منتظرتونیم. برای رای گیری در قسمت نظرات موضوع رای گیری مسابقه نی نی متفکر اقدام کنید . اینم آدرس وبلاگ: http://noruz1391.niniweblog.com/post644.php ...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
22:16
6 ماهگی به روایت تصویر
تپل مامانشه دیوونه ی این پشت سرتم..... روز جمعه ١٢/١٢/٩٠ به مناسبت نیم ساله شدنت ٣ تایی رفتیم طرقبه..... ...
نویسنده :
. مــامــان مــهســا♥
20:17











