اولین حضور مرسانا گلی در جشن مهد کودک
یکشنیه 92/11/13 مهد کودک جشن داشت ...بچه ها باید به اتفاق مامان ها شرکت میکردن ...شروعش شاعت 12 ظهر بود ...صبحش هم مهد تعطیل بود...منم برای اینکه هم صبح پیشت باشم وهم تو جشن بتونم شرکت کنم اون روز مرخصی گرفتم ... صبحش ساعت 11 بیدار شدی و صبحانه کم خوردی ..یواش یواش حاضرت کردم که بریم ..ساعت 12:15 اونجا بودیم ...وقتی رسیدیم ساراجون اومد استقبالت و بردت تو اتاقی که همه ی بچه ها اونجا داشتن اماده میشدن ...منم اشتباه کردم واومدم تو اتاق ...تا وارد شدی شروع کردی به گریه ...هر جور میخواستیم آرومت کنیم فایده نداشت ...مربی ها گفتن شما برو تو سالن پیش مامان های دیگه ما ساکتش میکنیم ...رفتم اما همچنان صدای گریه ات مهد کودک رو ب...











